راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


اثر

صابر كرماني


  • صابر كرماني

    هر که گوید می شناسم این شناسایی نشد

    هر که گوید چشم من بازست،بینایی نشد

    هر که گوید خوانده ام فقه و اصول و فلسفه

    قیل و قال و بحث و استدلال،دانایی نشد

    هر که گوید میگدازم در شرار عشق دوست

    تا اثر ظاهر نگردد،عشق و شیدایی نشد

    خط و خال و حسن و رنگ و مو نقوش ظاهرست

    تا نباشد جذبه،روی و موی زیبایی نشد

    تا شرار عشق سوزان در دلی آتش نزد

    دل بسان لاله سوزان صحرایی نشد

    عاشقان را چاره ای نبود،بغیر از سوختن

    چون علاج عشق دل صبر و شکیبایی نشد

    رازها در آن و روح و فکر باشد،بی گمان

    غمزه و ناز و ادا،حسن و دل آرایی نشد

    در جهان لیلی وشان از عاشقان دل برده اند

    هیچکس چون صابر مجنون سودایی نشد


    برچسب‌ها: کاروان شعر, غزل شماره 219



برچسب ها:
منبع مطلب